السيد موسى الشبيري الزنجاني

3317

كتاب النكاح ( فارسى )

قرآنى است . و فعلًا در مورد اين جهت بحثى نمىكنيم . اشكالى كه اينك به آن اشاره مىكنيم اين است كه ايشان در اين احتمال فرمودند كه امتحان و ابتلاء بايد به طور مستمر تا زمان بلوغ ادامه يابد بگونه‌اى كه اگر با امتحان قبل از بلوغ ، رشد طفل احراز شود مع ذلك نمىتوان مال را به او داد بلكه بايد به حدّ بلوغ نيز برسد . كلام ما اين است كه اين نحوهء از امتحان يعنى امتحان استمرارى خلاف امتحانهاى متعارف است . معمولًا هدف از امتحان احراز نتيجه است و به مجرد اين كه شخص در آن امتحان موفق شد شرط صلاحيت علمى يا فنى شخص احراز شده و نيازى به امتحان مجدّد نيست به عنوان مثال اگر گفته شد افراد براى استخدام در يك اداره لازم است كه در امتحانى شركت نمايند تا اينكه صلاحيت آنها براى استخدام در آن اداره معلوم شود » معناى كلام اين است كه اگر شخص در امتحان مورد نظر قبول شد و مشخص شد كه صلاحيت علمى يا فنى براى استخدام را دارد تا مادامىكه امتحان گرفتن مجدّد از او به خاطر وجود نكته و غرض خاصى نباشد . وجهى براى استمرار امتحان نيست ، در ما نحن فيه نيز اينكه آيه شريفه مىفرمايد يتامى را با دادن مقدارى از اموال به آنها مورد آزمايش قرار دهيد كه اگر ايناس رشد از آنها شد ، اموالشان را به آنها ردّ نماييد . تفاهم عرفى و ظاهر كلام اين است كه اگر قبل از بلوغ واجد رشد بودند اموال به آنها اعطاء شود و نيازى به استمرار امتحان نيست . پس به نظر مىرسد كه اگر قرار باشد كلمه « حتى » به معناى غايت باشد از بين دو احتمال اخير ، احتمال دومى كه مرحوم آقاى خمينى ذكر كردند كه طبق آن احتمال امتحان و ابتلاء استمرارى نيست ، اولى و تقدّم بر احتمال سوم باشد . 4 ) كلام مرحوم امام خمينى در مورد احتمال چهارم : احتمال چهارمى كه مرحوم آقاى خمينى در تفسير آيه شريفه ذكر مىكنند كه مرحوم صاحب جواهر « 1 » نيز همين احتمال را تقويت نموده است . اين است كه

--> ( 1 ) جواهر الكلام ، كتاب الحجر ، ج 26 ، ص 18 .